تبلیغات
خوشحالیم

خوشحالیم

چهارشنبه 30 آذر 1390

پیر خرفت

نویسنده: حامد   طبقه بندی: جالب، 

اون: یادته یه بار یه روزه رفتیم شمال برگشتیم؟ الان دیگه نمی تونیما

من: آره اون موقع جوون بودیم خر بودیم. الان پیر شدیم دیگه. خر پیر خرفت.

شنبه 9 بهمن 1389

سه حکایت

نویسنده: حامد   طبقه بندی: داستان، 

من : کاش همون موقع به حرف بابام گوش می دادما …

اون : خب ، چی می گفت؟

من : چه می دونم چی می گفت. من که گوش نمی دادم.

————————————————

من : فردا صبح ساعت ده بریم یونی درس بخونیم؟

اون : اوکی من میام.

… ساعت هشت صبح فردا …

اون (اس ام اس) : آقا شرمنده واسمون مهمون اومده نمی تونم بیام.

————————————————

همون (اس ام اس) : آقا ، ولی زاده می رید؟

من (اس ام اس) : اگه نمیرید که می ترکید.

شنبه 30 مرداد 1389

پیامک از دیار باقی

نویسنده: حامد   طبقه بندی: عمومي، 

همینطوری نشسته بودم داشتم با موبایلم ور می رفتم که یه دفعه از یه شماره ی ناشناس واسه ام اس ام اس اومد که : یافتنت به یادماندنی ترین حادثه در تقویم هستی ام می باشد ! نفس منی .

نمی دونم یکی از دوستان خواسته بطور ناشناس حس کنجکاوی منو برانگیخته کنه یا یه پسری خواسته واسه دوست دخترش یا بفرسته و یا یه دختری واسه نامزدش و اشتباهی واسه من فرستاده . فرقی هم نمی کنه چون من جوابشو ندادم اما چنان شوقی از این توصیف در من ایجاد شد که اومدم اینجا رو هم آپدیت کردم . حس خیلی خوبی دارم . البته قبلا بچه ها از این اس ام اسای لاو برام میفرستادن ولی همشون سند تو آلی بود . این نبود .

دوشنبه 3 اسفند 1388

حکایت سیلی خوردن ملاحسن از دختر زیبا

نویسنده: حامد   طبقه بندی: داستان، 

لقمان فرزند ابوجعفر مانول نقل کرده است که :

روزی آخـ وندی گرانمایه به نام شیخ ملاحسن در ایام قحطی کاشان برای گرفتن جیره ی حکومتی به مرکز شهر رفت و مردم شهر را دید که در صفی طولانی ایستاده اند و در انتظار گرفتن قوت روزانه ی خود هستند .

مرد و زن همه از بامدادان منتظر بودند .

آخـ وند روشندل نیز به جمعیت پیوست و همچون دیگران به انتظار ایستاد و در دل می گفت :

همانا اکنون خداوند تبارک و تعالی از من بسیار خشنود است که همچون دیگران هستم و از قدرت دینی خوداستفاده نمی کنم .

از قضا کسی که روبروی ملاحسن ایستاده بود دختری زیباروی با پیراهن و دامنی بسیار رنگین بود اما شیخ ملا حسن با خود گفت من اسیر شیطان نمی شوم و چشمان خود را بر زمین دوخت .

چندی نگذشته بود که مردم شاهد اتفاق عجیبی شدند .

دختر زیباروی با عصبانیت سیلی دردناکی را روانه ی ملاحسن کرد و فریاد زد ” حرامزاده “.

مردم مات و مبهوت در تعجب ترجیح دادند از صف خود خارج نشوند اما ساعتی نگذشته بود که باز دخترک سیلی دردناکتری را روانه ی شیخ کرد و با صدای بلند تری فریاد زد : ” پست فطرت ”

اما شیخ ملا حسن مظلوم در صف ایستاده بود و از خود دفاعی نمی کرد . تعدادی خواستند از صفشان خارج شوند و ببینند چه شده است تا اگر هتک ناموسی شده سر ملا را از تن جدا کنند که فریاد سربازان حکومتی بلند شد و مردم دریافتند جیره رسیده است .همهمه ای بلند شد و همه ماجرا را رها کردند و رو به سوی سربازان کردند .

تا شب همه ی مردم جیره ی خود را گرفتند . هنگام برگشتن به خانه تعدادی از دوستان ملاحسن به او گفتند تو را چه شده بود و چه کردی که آن دختر بر تو سیلی زد ؟

شیخ ملا حسن , این آخـ وند صاحب کرامت فرمود:

“والله در صف که ایستادم فکر خدا و خدمت به خلق بر من مستولی شده بود . آن دختر دامن ریبایی بر تن کرده بود و من چیز عجیبی در دامن او دیدم .

دامن آن دخترک لای ماتحتش گیر کرده بود و ماتحت آن زیبارو متبرج شده بود . من برای رضای خدا و خدمت به خلق دستم را دراز کردم و دامنش را از ماتحتش خارج کردم و این شد که آن دختر بر من سیلی زد .”

چون دیدم بسیار عصبانی شده است استغفرالله گفتم و دامنش را در ماتحتش به جای اول فرو بردم اما این بار نیز آن ناجوانمرد مرا سیلی زد . چه بگویم . خدا همه را هدایت کند .لعنت خدا بر شیطان رجیم !

براستی که چندی بعد شیخ ملاحسن از عارفان روزگار شد ….

چهارشنبه 13 شهریور 1387

من و لیندسی(لیندزی) زرد شدیم !

نویسنده: حامد   طبقه بندی: فیلم، 

و این هم مطلب بعدی که از وبلاگ دومم براتون میذارم اینجا.

        

سلام به دوستان گل بلبل. حالتون چطوره؟ سلامتین؟ هان چی شد تعجب کردین؟ به هر شکل جای تعجب هم داره ولی من دیگه تغییر کردم و یحتملا در نوع و موضوعات نوشتار خودمم یه تغییراتی ایجاد می کنم. حالا دیگه اطاله سخن نمی کنم و بریم سر اصل مطلب. آقا(یا شایدم خانم!) من تو پست قبلی یه تصویری از لیندسی لوهان گذاشتم تو وبلاگ ، اما گفتم یه شرح مختصری هم از ایشون بنویسم تا احساس خودم رو نسبت به این کدبانوی فوق مفسد ، بروز بدم! بله این بابا (شایدم مامان!!!) سه سال از بنده ی حقیر بزرگتره و متولد 86 می باشد. تنها فیلمی که صدا و سیما ازش پخش کرده ، اگه گفتین چیه؟ تا همین چند دقیقه پیش می خواستم بگم ، ولی الان یهو میذارم واسه مسابقه. هر شخص فرهیخته ای که تو بخش نظرات و یا نرم افزار یاهو به من جواب رو بده ، سه ساعت اینترنت تبیان جایزه میگیره. البته این اینترنت فقط برای مراکز استان هاست. پس سوال اینه:

تنها فیلمی که صدا سیما از لیندسی لوهان پخش کرده چیه؟

چه سوال مسخره ای!! مردم واسه جایزه دادن دست به چه کارایی که نمی زنن! داشتم عرض می نمودم. این خانم زیبارو رو من با فیلم دختران شرور شناختم. اون عکس پست قبل هم از این فیلم برداشتم. راستش چرا دروغ بگم ،به شخصه مبهوت زیبا آفرینی خدا شدم! البته لوهان اون موقع هفده ساله بوده و هم اکنون دیگه به نظر من اون چهره ی معصومش رو از دست داده و تبدیل به یک ....... فتیر شده!

       

                           

                        

 به لحاظ بصری گذشت می کنیم و می رسیم به سمعی! لوهان خواننده هم تشریف داره هرچند من با این سبک آهنگ بطور کلی حال نمی کنم ولی دور از جون شما، صدای جذابی هم داره! اینم بگم که لوهان به شکل حرفه ای کارش رو از سال 98 شروع کرده و گویا قبلا در پیام های بازرگانی هم ظاهر می شده ، یعنی وقتی همسن بچه ی من بوده !

       

                 

                      

 در آخر هم می رسیم به مشکلات شدید اخلاقی! ایشون گلاب به روتون ، روم به در و دیوار ، شرمنده ، فلز می باشند!(آدمی برای مسدود نشدن وبش مجبور به استفاده از چه کلماتی که نمی شود!) و قراره با سامانتا رانسون که خواننده هستش ، یک زوج خوشبخت رو تشکیل بدن! تازه بچه ام میخوان!! البته شاید خبر قدیمی باشه و الان کار از کار گذشته باشه اما لباس عروسیشون رو هم سفارش دادن!(یه سوال؟ کدومشون قراره عروس باشن؟!)

               

                     

حالا غیر از این مشکل اخلاقی که گفتم ، لیندسی لوهان طبق گفته شهود ، در نزدیکی مسالمت آمیز با مردان کوتاهی نمی کنه و کار هر مردی رو که گیرش بیاد، می سازه!! اینا رو نگفتم که بخندین، گفتم که گریه کنین! که چرا یه دختری با اون چهره ی لطیف ، به این روز افتاده. آخه چرا؟ حالا همه با هم می گرییم و یکصدا از ته دل فریاد می زنیم: دیدی دیدی دنیا ،  آ آ آ !!! دیگه حسابی چت چتی شدم و با عرض پوزه از تمامی دوستان که من رو به عنوان بچه مثبت تلقی می کردن و به این روز افتادم! پس واسه منم گریه کنین و اون ترانه رو که ذکر کردم از اعماق وجودتون نجوا کنین!!!!!! صبر کنین حالا حالا ها باهاتون کار دارم ولی ادامشو میذارم واسه پست های بعد! منتظر پست های نسبتا جنجالی حامد تریپ مثبت باشین!(غیر از مسائل سیاسی البته!) گودبایتون باشه!!

لینک های مرتبط (برای اولین بار در وبلاگ):

1- وقتیکه من عاشق لیندسی لوهان می شوم!

2- همه به هم شبیه اند 2

               

منبع: www.khoob.mihanblog.com 

                                      

چهارشنبه 13 شهریور 1387

همه به هم شبیه اند ۲

نویسنده: حامد   طبقه بندی: جالب، 

از اونجایی که به هیچ وجه علاقه مند به کپی کردن از جای دیگه نیستم دو تا پست از وبلاگ دومم رو میذارم اینجا.

             

یه سلام سریع دوباره! خبرای جدیدی دارم. یکی اینکه عنوان وبلاگ عوض شد و به زودی لوگوی بالا هم تغییر پیدا می کنه.(عجب خبرای مهمی!!) علت هم این بود که نمی تونستم لینک وبلاگ رو تو وبلاگای دیگه قرار بدم چون عنوان دهن پرکنی نداشت. به هرترتیب.

اما موضوع اصلی پست یه چیز دیگس. یه قسمت وبلاگ که همه عاشقشن و منتظرن من بیام و یه پست با این مضمون بدم! بله درست حدس زدید! تشابه چهره! قسمت اول تشابه چهره رو قبلا داشتیم که با استقبال پرشور خوانندگان وبلاگ رو به رو شد و من تصمیم گرفتم این سنت حسنه رو ادامه بدم. هرچند علاقه مند بودم که زین بعد در سایت فعالیت کنم ، ولی هنوز همه چیز مهیا نشده. بگذزیم و بریم سر اصل مطلب.

1- اولین تشابه مربوط میشه به جیم کری و رامبد جوان! وجدانا یه ذره هم قیافشون هم منششون شبیه هم نیست؟ نه خدایی؟

           

              

2- خب ممکنه شما این دو چهره رو نشناسین ولی به هر حال کمی به هم شبیه اند. یکیشون ایگور آکینفیو (شاید نگارش فارسیش غلط باشه) دروازه بان روسیه تو جام ملت های 2008 و دیگری رضا محمدی یکی از دوستان بنده!

                 

                     

3- اما می رسیم به بخش جذاب تر پست! اینجا من یه چهره معرفی می کنم و شما باید بگید که کی شبیهشه! البته عمرا اگه بتونین حدس بزنین چون نمیشناسین! یه سری از دوستان هستن که آشنایی دارن با طرف دیگر تشابه ، ولی بازم فکر نمی کنم بفهمن! خودم باید بهشون بگم!بله لیندسی لوهان وقتی بچه بود با ..... .

         

           

خب واسه این عکس آخر یه راهنمایی می کنم واسه دوستان. تصور کنین که لیندسی لوهان مقنعه پوشیده باشه!(راهنمایی نخواستیم بابا!) و چشماش هم یه ذره مشکی تر باشه!

چی شد؟ آیا این تصاویر شما رو راضی کرد؟ نه؟ شبیه نبودن؟ چرا هستن ، کافیه یه ذره بیشتر فکر کنین ، شماها نمیفهمین یا دیر میفهمین! حتما باید پاشم بیام با مشت بکوبم تو سرتون تا حالیتون بشه! حالا اگه اجازه بدین برم شرم رو زیاد کنم! خدایارش!(یار کی؟)

          

منبع: www.khoob.mihanblog.com

                

دوشنبه 14 مرداد 1387

The Dark Knight"New Batman

نویسنده: حامد   طبقه بندی: فیلم، 

سلام. دیدم من سه سال پیش اولین مطلب درباره فیلمم رو به فیلم batman begins اختصاص دادم، حالا هم گفتم نقد این فیلم در حال اکران رو از یه جای دیگه کپی کنم و بذارم اینجا و منبع رو هم ذکر نکنم!

نام فیلم: شوالیه تاریکی (Dark Knight)
کارگردان: کریستوفر نولان
بازیگران: کریستین بیل، هیث لجر، مگی جنیلهال، گری اولدمن و مورگان فریمن
ژانر: اکشن، ماجرایی، جنایی، گانگستری، دنباله و اقتباس
درجه فیلم: PG-13 برای بر خی صحنه های خشن
شعار تبلیغاتی فیلم: چرا اینقدر جدی؟
شوالیه تاریکی یکی از فیلمهای ابر قهرمانی در سال ۲۰۰۸ است این فیلم را کریستوفر نولان کارگردانی کرده و در نوشتن فیلمنامه آن نیز سهیم بوده است. فیلم مانند قسمت های قبلی آن بر اساس داستان های مصور بتمن محصول کمپانی DC Comics ساخته شده است. این فیلم ادامه و دنباله ای است بر فیلم” بتمن آغاز می کند” در سال ۲۰۰۵/ این فیلم ها یعنی آغاز بتمن و شوالیه تاریکی را می توان از جهتی از سر گیری بتمن در سینما نامید. چرا که این فیلمها بعد از وقفه ای هشت ساله دوباره درباره این سوپر قهرمان ساخته شدند. در شوالیه تاریکی کریستین بیل مجددا نقش اصلی را بر عهده دارد. در این قسمت دشمن اصلی بتمن و هدف اصلی مبارزاتش جوکر (هیث لجر) خواهد بود.
شوالیه تاریکی برای ساخته شدن از لوکیشن های مختلفی بهره برد که مهمترین آنها شیکاگو بود که بتمن آغاز می کند هم در آنجا ساخته شد البته در این قسمت از مکان های دیگر در ایالت های مختلف آمریکا استفاده شده است و همچنین بخش هایی از فیلم از انگلستان و قسمت هایی هم در هنگ کونگ ساخته شده است.
نولان برای ساخت این فیلم از دوربین های I MAXنیز استفاده کرده و بر روی صحنه های پر زد خورد نیز کار ویژه ای شده است. از تفاوت های مهم این قسمت می توان به تغییر کردن لباس بتمن اشاره کرد و اینکه در این فیلم این لباس مجددا طراحی شده است. در لباس قبلی محدودیت هایی بود که در این لباس جدید سعی شده تا آن محدودیت ها بر طرف شود. وسیله ی نقلیه جدید بتمن هم در این فیلم عرضه می شود. موتور بتمن که در فیلم قبلی اثری از آن نبود اما این بار صحنه های زیادی وجود دارد که بتمن را سوار بر آن ببینیم.
از نکات مهم در باره این فیلم مرگ بازیگر جوکر، هیث لجر در ژانویه ۲۰۰۸ بود که باعث شد که کمپانی وارنر بسیاری از تریلر های خود را تغییر دهد و نقش این بازیگر در پیش نمایش ها را پر رنگ تر کند. به هر حال این فیلم در ۱۶ جولای در استرالیا در ۱۸ جولای در آمریکای شمالی و ۲۵ همین ماه در انگلستان به نمایش در خواهد آمد.
داستان:
بتمن در همکاری با گروهبان گردون است. او در برابر جنایت های شهر گاتهام مبارزه می کند اما به تازگی در این شهر اتفاقاتی می افتد که رد پای جوکر، خلافکار معروف در آن به چشم میخورد. بتمن باید بر علیه او مبارزه کند و او نیز می خواهد تا بتمن را برای همیشه از سر راه خود بر دارد. البته در بین این عملیات اصلی ماجراهای دیگری هم برای بتمن بوجود می آید و آن روابط عاشقانه است که پیش می آید…
درباره فیلم:
وقتی که قرار شد که نولان قسمت بعد از “بتمن آغاز می کند” را کارگردانی کند تصمیم گرفت تا تفسیر دوباره ای از شخصیت جوکر ارائه دهد. بنا بر همین موضوع در ۳۱ جولای ۲۰۰۶ وارنر اعلام کرد که فیلم جدید عنوان “شوالیه تاریکی” را یدک می کشد و دنباله ای بر همان داستان است. این نخستین بار است که فیلمی درباره بتمن ساخته می شود و در نام اصلی کلمه بتمن وجود ندارد. نام اصلی این فیلم تنها شوالیه تاریکی است. کریستین بیل در این باره توضیح میدهد که بتمن در درون من است و کار کریس با دیگران کاملا تفاوت دارد.
بعد از تحقیقات بسیار جاناتان برادر و دستیار نویسنده ی کریستوفر، درباره ظاهر جوکر پیشنهاداتی کرد. Jerry Robinson یکی از طراحان شخصیت جوکر درباره تجسم این شخصیت با دیگران همفکری بسیار کرد. نولان تصمیم گرفت که از بازگشت به شخصیت جوکر جلوگیری شود و او را در حال به قدرت رسیدن به نمایش در آورند. او در این باره توضیح می دهد که شخصیت جوکر واضح است. او به هیچ وجه خاکستری نیست هرچند شاید بنفش باشد! او به شکل باورنکردنی سیاه و تاریک است. نولان ادامه میدهد که ما هرگز نمیخواهیم جوکری را به تصویر بکشیم که در داستان های اصلی کمیک حاضر بود. جوکر عامل اصلی هیجان و تحرک در این فیلم است و ما درباره بر خواستن و به قدرت رسیدن جوکر صحبت می کنیم نه درباره جوکر در داستان ها. نولان اشاره می کند به این مسئله کهBatman: The Killing Joke تاثیر زیادی بر عقاید جوکر داشته. او می تواند هر کسی را تا این مرحله پایین بکشد.
نولان اشاره ای هم به فیلم Heat ساخته مایکل مان با بازی رابرت دونیرو و آل پاچینو دارد و آن را یکی از منابع الهام خود ذکر می کند. او این الهام را صرف ساختن گاتهام کرد.
زمانی که برای لوکشین فیلم گروه به دنبال مکانی مناسب بود. مدیر یافتن مکان مناسب، رابین هیگز از لیورپول دیدن کرد زیرا تمرکز اصلی بر روی شهرهایی بود که در کنار دریا قرار دارند. نامزد های دیگر برای فیلمبرداری شهرهای یورکشایر، گلاسکو و بخشهایی از لندن بودند.
در آگوست ۲۰۰۶ با توضیحات و صحبت های یکی از تهیه کنندگان فیلم، چارلز روون، قرار شد تا نسخه آی ماکس این فیلم هم برای اکران آماده شود.
نهایتا وارنر شیکاگو را برای شروع کار انتخاب کرد. دلیلشان هم این بود که نولان پیش از این یک تجربه صادقانه و به یادماندنی را برای فیلم بتمن آغاز می کند در آن شهر داشت. فیلمبرداری بتمن برای سیزده هفته در شیکاگو آغاز شد و این مسئله ۴۵ میلیون دلار به اقتصاد شیکاگو کمک کرد و هزاران موقعیت شغلی فراهم آورد.
در سپتامبر ۲۰۰۷ وقتی که تیم سازنده در حال ساخت صحنه های فیلم با اتومبیل بتمن بود تصادفی رخ داد که باعث شد Wickliffe مسئول تکنیکی فیلم کشته شود. بنابر این شوالیه تاریکی اختصاص داده شده است به Wickliffe و لجر…

          

سه شنبه 25 تیر 1387

آلبوم جدید قمیشی:رگبار

نویسنده: حامد   طبقه بندی: موسیقی، 

خب سلام. اینبار اومدم واسه اینکه دو مورد رو عرض کنم. یکی اینکه مشکل باز نشدن عکس ها و تصاویر وبلاگ از من نیست و از پرشین گیگه که همه با هم فحش میدیم بهش اگر که عکس ها رو پاک کرده باشه. موضوع بعد دیدم که آلبوم جدید سیاوش خان قمیشی هم اومده، هرچند کار خوبی نیست ولی من بازم میذارم واسه دانلود!دستش که به ما نمی رسه!

           

                    
           

چون لینک تک آهنگا خراب شده بود مجبورشدم  لینک هارو بردارم و به تبعش پست رو ویرایش کنم !

                               کل آلبوم در یک فایل zip

                            

دوشنبه 24 تیر 1387

قوانین مورفی

نویسنده: حامد   طبقه بندی: داستان، 

خب سلام. ماهی یه بار میام سلام می کنم و میرم. حالا هم که اومدم ، بازم از یه وبلاگ دیگه کپی برداری می کنم و منبع رو هم ذکر نمی کنم تا کور شود آنکه نتواند دید!(آخ چشمم!!) راستی وبلاگ هم سه ساله شد. زود باشین تبریک بگین. یالا!

قوانین مورفی و قوانین استنباط شده از آن :

روزی كه چترت را فراموش می كنی باران می بارد.

نان كره مالیده شده از روی كره ای اش به روی فرش سقوط می كند!

قطره رنگ همیشه سوراخی در روزنامه پیدا می كند تا بر فرش زیر آن بچكد (وتا زمانی كه خشك نشده دیده هم نمی شود )

اگر در توده یا کپه ای به دنبال چیزی بگردی، چیز مورد نظر حتما در ته قرار دارد.

هیچ کاری آن طور که به نظر می رسد ساده نیست.

وقتی در ترافیک گیر کرده ای لاینی که تو در آن هستی دیرتر راه می افتد.

هر کاری بیش از آنچه فکرش را می کنی دو برابر آنچه باید وقت می برد. مگر اینکه آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت می گیرد.

هر چیزی که بتواند خراب شود خراب می شود آن هم در بدترین زمان ممکن.

اگر چیزی را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازی احمق باهوش تری پیدا می شود و کارت را خراب می کند.

در صورتی که شانس انجام درست یک کار پنجاه-پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است.

وسایل نقلیه اعم از اتوبوس، قطار، هواپیما و... همیشه دیرتر از موعد حرکت می کنند مگر آن که شما دیر برسید. در این صورت درست سر وقت رفته اند.

اگر به نظر می رسد همه چیزها خوب پیش می روند حتما چیزی را از قلم انداخته ای.

احتمال بد پیش رفتن کارها نسبت مستقیم با اهمیت آنها دارد.

هر وقت خودت را برای انجام دادن کاری آماده کرده ای ناچار می شوی اول کار دیگری را انجام دهی.

اشیای قیمتی اگر سقوط کنند به مکان های غیرقابل دسترس مثل کانال آب یا دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالی که روشن است) می افتند.

مادر همیشه راه بهتری برای انجام کارتان پیشنهاد می کند، البته بعد از اینکه کار را به سختی انجام داده باشید.

80% سؤالات امتحانات پایان ترم براساس کلاسی است که در آن غایب بوده ای.

وقتی قبل از امتحانات نکات را مرور می کنی مهمترینشان ناخوانا ترینشان است.

قوانین اتوبوسی مورفی...

اگر تو دیرت شده اتوبوس هم دیر می آید.

اگر زود برسی اتوبوس دیر می آید. اگر دیر برسی اتوبوس زود رسیده است.

اگر بلیت نداشته باشی پول خرد هم نداری. وقتی پول خرد داری که بلیت هم داری.

هر چه بیشتر از راننده بپرسی که کدام ایستگاه باید پیاده شوی احتمال این که درست راهنمایی ات کند کمتر خواهد شد.

مدت زیادی منتظر اتوبوس می مانی و خبری نیست پس سیگاری روشن می کنی. به محض روشن شدن سیگار، اتوبوس می رسد. (به عبارت ساده اگر سیگار را روشن کنی اتوبوس می رسد.)

اگر برای زودتر رسیدن اتوبوس سیگار را روشن کنی اتوبوس دیرتر می آید.

قوانین كامپیوتری مورفی...

دیسک مشتری در سیستم تو خوانده نمی شود.

اگر برای خواندن آن نرم افزار پیچیده ای روی سیستمت نصب کنی آخرین باری خواهد بود که چنین دیسکی به دستت می رسد.

قوانین عاشقانه ی مورفی...

همه خوب ها تصاحب شده اند، اگر تصاحب نشده باشند حتما دلیلی دارد.

هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد، فاصله اش از تو بیشتر است.

شعور ضربدر زیبایی ضربدر در دسترس بودن مساوی عددی ثابت است. ( که این عدد همیشه صفر است).

میزان عشق دیگران نسبت به تو نسبت عکس دارد با میزان علاقه تو به آنها.

چیزهایی که یک زن را بیش از هر چیز به مردی جذب می کند همانهایی اند که چند سال بعد بیشترین تنفر را از آنها خواهد داشت.

فلسفه مورفی...

"لبخند بزن... فردا روز بدتریه "

سرنوشت آقای مورفی :

یك شب در بزرگراهی پر ترافیك، بنزیِن اتوموبیل آقای مورفی تمام شد، كنار جاده منتظره تاكسی شد تا خود را به پمپ بنزیِن برساند . در حالی كه لباس سفید بر تن داشت اتوموبیل یك توریست انگلیسی كه در جهت خلاف در بزرگراه شلوغ در حركت بود او را زیر گرفت. بزرگراه اسیر ترافیك بود. آقای مورفی سفید پوشیده بود و از مسیر صحیح حركت اتوموبیل ها انتظار حادثه ای نمی رفت. با این حال توریست انگلیسی " همان یك راه " را پیدا كرد!!!

                

پنجشنبه 30 خرداد 1387

رکورد زنی!

نویسنده: حامد   طبقه بندی: لطیفه، 

سلام بعد از یه مدت طویل! خب شاید بگید یه دفعه دیگه نیا ما رو هم راحت کن، ولی من میگم که دوستان اگه این بغل سمت راست رو رؤیت کنین ، می بینین که آمار ماهانه من درحال افزایش می باشد و بنده میخوام لیست ماه ها برسه زیر پام! واسه همینه که میام یه آپی می کنم! البته تو وبلاگ ثانی همچنان فعالم اگه تمایل داشتین لینکش سمت راست هست. حالا این مطلبی هم که ملاحظه می کنین از یه وبلاگ دیگه کپی کردم ولی چون می دونستم که اونم کپی کرده، دیگه منبع رو ذکر نمی نمایم!

 

سیر تکاملی دخترا:
سال 1230
مرد: دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمی شم...
زن: آقا حالا یه غلطی کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده...
مرد: بلند خندیده؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. نخیر نمی شه باید بکشمش...
-- بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه
سال 1280
مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی. تو غلط می کنی. تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟
زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها! شکر خورد. دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده...
مرد( با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدونه درد می کشمت...
-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه
سال1330
مرد: چی؟ دانشرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا می خوای بری دانشرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم...
زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ...
مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم. یه دانشرایی نشونت بدم که خودت کیف کونی...
-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه
سال1380
مرد: کجا؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مث جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من... تو رو... می کشم...
زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا).
مرد: من... اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره...
سال1400
دختر: چی؟ چی گفتی مرتیکه ی ****؟ دارم بهت می گم ماشین بی ماشین. همین که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشینم می خوام. میخوای بری بیرون پیاده برو...
باباه:جیکش در نمی یاد...
زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه...
-- بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای
گناهکارشو می بخشه
          

جمعه 20 اردیبهشت 1387

پرهزینه ترین فیلم های تاریخ سینما

نویسنده: حامد   طبقه بندی: فیلم، 

سلام. این بار برای شما از سایت جام جم آنلاین مطلبی میذارم تا حداقل یه پست جدیدی زده باشم. همونطور که از تیتر معلومه ، ده فیلم پرهزینه ی سینما اینجا لیست شدن و برای اینکه فرم صفحه به هم نخوره و بتونید عکس ها رو واضح ببینید روی ادامه مطلب واسه دیدن بقیه عکس ها کلیک بفرمایید.اگر هم تا سی فیلم رو خواستین تو سایت جام جم هست.

 

سومین و آخرین اپیزود از مجموعه اسپایدرمن ( مرد عنکبوتی ) با 258 میلیون دلار هزینه رکورد دار پرهزینه ترین فیلم های تاریخ سینما است. بدیهی است صحنه های اکشن و جلوه های ویژه این فیلم بخش عمده ای از هزینه تولید آن را بلعید.

          

ادامه مطلب

سه شنبه 6 فروردین 1387

ayo technology

نویسنده: حامد   طبقه بندی: موسیقی، 

سلام. خیلی وقت بود که مطلب خاصی تو این وبلاگ نذاشته بودم و همش از وبلاگ دیگم برداشت می کردم. اما الان براتون یه آهنگ با ویدئوش رو میذارم تا یه حالی بکنین شما بعد عمری! اسمه این آهنگ ayo technology هستش که 50cent و justin timberlake و timbaland با هم بیرون دادن که البته آخری فقط یه چندتا کلمه رو تکرار می کنه و همین! حالا اگه شما هم مثل من مخالف موزیک های رپ هستین اینو دانلود کنین مطمئن باشین نظرتون برنمی گرده! بگذریم لینک اول واسه دانلود موزیکه و لینکه دومی همونطور که نوشته واسه ویدئو موزیک این آهنگه.

دانلود آهنگ با فرمت mp3 وکیفیت 128

دانلود ویدئو با فرمت wmv

             

               

یکشنبه 19 اسفند 1386

رای میدیم و نمیدن!

نویسنده: حامد   طبقه بندی: عمومي، 

سلام. خب همونطور که اکثر شما نمی دونید چند روز دیگه بعد از پست این مطلب انتخاباته.یه عده ای هستن که خب همیشه میرن رای میدن یه عده هم هستن اگه ازجلوی صندوقا رد بشن و شناسنامشون همراهشون باشه و شماره ملیشون هم حفظ کرده باشن یه تفعلی هم به انتخابات می زنن. اما یه سری دیگه هستن که اصلا عمرا ابدا. روی من با این گروهه آخره. آخه پسر من، برادر من، پدر من(چون خانم ها روهم زیاد محسوب نمی کنم همینا بسه!) چرا رای نمیدی؟ اصلا غلط می کنی که رای نمیدی چیزای زیادی میخوری به روی بابات خندیدی، آخه ....(به علت قاطی کردن بیش از اندازه نگارنده ادامه ی جملات ویرایش شد!)چه می دونم یه عدشون که از این سوسولای تهرانین و یه سریشون از اون باقیمونده های رژیم قبلی. یه سری از بانوان دست نخورده ی ماهم بهونه ی رای ندادنشون رو میذارن به حساب نداشتن آزادی. حالا آزادی از نظر اونا اینه که عریون در مجامع بین المللی(منظور انظار عمومی است احتمالا!) ظاهر بشن آخه بدبخت ...... تو چی می فهمی از زندگی جز ....... ! بعضیا هم هستن که میگن انتخابات فرمایشیه خب ببینید اگه قرار بود هر مرد ....... و هرزن ......... وارد مجلس بشه که دیگه سرنوشت کشور فرضا اسلامی ما تکلیفش معلومه که. یارو رفته چهارتا ................... بعد اومده نامزد انتخابات شده خیر سر باباش. دنباله و سری انسان های دیگه ای هم هستن که یا من نمیشناسمشون یا اینکه اینجا مجالش نیست که بگم ولی شرکت کنید این برای شما بهتره. اما حالا بحث تبلیغات انتخاباتی. من میگم مجلس و شورای نگهبان با هم تصویب می کردن که هیچ نامزدی و یا حزبی حق تبلیغ خودشو و یا حزبشو نداره مطلقا! اینجوری شاید سنگین تر بود. بگذریم حالا من هی بهتون فحش بدم ولی بازم مثل دفعه های قبل کم بیاین رای بدین بعد نظام بگه که آره شصت درصد واجدین شرایط رای دادن. می خواستم ندن، رایشون بخوره تو سرشون پس اون چهل درصد دیگه چیکار میکردن؟ اصلا به من چه میخواین بدین میخواین ندین، هرکی داد واسه خودش داده ، هرکی هم نداد واسه خودش داده!(قابل توجه آقایون فوق نا ادب!) دیگه خیلی شد فعلا تا انتخابات بعدی خدا ان شاء الله حافظم باشه!

منبع: www.khoob.mihanblog.com

           

پنجشنبه 25 بهمن 1386

هری قاطر!

نویسنده: حامد   طبقه بندی: داستان، 

سلام. چون من با پوپولیسم وبلاگی مخالفم بنابراین سعی می کنم از خودم مطلب بذارم و کپی نکنم. به همین علت یکی از پست های وبلاگ دومم رو اینجا میذارم.

سلام. این سلام یه سلام دیگس و یه بوی دیگه میده . چرا؟ الان خدمتتون می فرمایم. قرار بود یه پستی که موضوعش درددل بود رو بذارم. ولی چون از متنش خوشم نیومد این کار رو نکردم و همچنین اون شوکی که اون موقع داشتم کمی برطرف شده. خب از این به بعد میخوام افکارم رو آزاد بکنم و فقط به صدا و سیما گیر ندم و شاید مقداری تندتر باشم.  از همین رو از همه ی کساییکه بهشون برمی خوره پیشاپیش عذر میخوام ولی من نظرمو میگم . خب همونطور که اکثرا اطلاع دارید فیلم و کتاب و بازی جدید هری پاتر منتشر شده البته کتابش رو فکر نمی کنم ولی به زودی میشه. همونطوری هم که می دونید سری کتاب های هری پاتر حاصل پریشانی و آشفتگی ذهن یک خانم چل است که نشسته و هر چیز مزخرفی که به ذهنش رسیده آورده روی کاغذ .  و همونطور که بازم می دونید یک عده انسان جاهل و کودن عاشق این سری کتاب ها و در پی اون سری فیلم های هری پاتر هستن و شاید به نوعی بشه گفت پیرو اون خانم روان پریش هستن . حتما الان شما میگید خودت دیوانه ای ، رمان به اون قشنگی برو بخون بعد بیا زر بزن ، البته من اینجاش رو قبول دارم چون من فقط جلد 1 هری پاتر و فیلم های 1 و 2 اون رو خوندم ودیدم اما همون بخش کوتاه کافی بود تا به حماقت انسان های آسوده خاطر پی ببرم که غم زندگی ندارن و اگه خانم رولینگ بگه بمیرین می میرن! شاید شما بگید بخاطر اینکه تعداد نظراتت زیاد بشه این حرفا رو زدی ولی این کلا اعتقاد قلبی منه و درمجموع حالم به شدت از هری پاتر و همه ی رفیق های بدکاره و بیکارش به هم می خوره و ته دلم امیدوارم مردم از همه جا بی خبر دنیا سر عقل بیان! الهی آمین ! یه فاتحه هم ختم کنین واسه روح تمام کساییکه خودشون رو واسه هری پاتر(ببخشید موکدا) جر دادن و کشتن! اگه پا روی قلبم نذاری خدانگهدار!!!!

                                 

www.khoob.mihanblog.com

                 

سه شنبه 25 دی 1386

نقد بازی PES 2008

نویسنده: حامد   طبقه بندی: بازی، 

سلامی بعد از یک ماه و ده روز. خب ایندفعه با دو تا نقد خدمتتون رسیدم که یکیش رو الان و دیگری رو بعدا میذارم تو وبلاگ. اولینش pes 2008   می باشد و بعدیش هم Call of duty 4  که هر چند دیره ولی عیب نداره! خب شروع می کنیم.

مهمترین قسمت بازی گرافیک فوق العاده بازیه که نسبت به نسخه های قبل رو لباسای بازیکنا و چهرشون و سه بعدی کردن تماشاگرا بیشتر کار شده و البته به نظر من بیشتر شبیه به سری فیفا شده. اما در این گرافیک خیره کننده اونقدر مشکلات هست که از خیر بازی کردن pes 2008 بگذرید! یکی از اون ها کندی تو پخش صحنه های آهسته یا Replay های بازیه که اعصاب همه رو خرد می کنه و علتش هم فکر می کردم تماشاچیا باشن که دیدم نه بابا اون بنده خداها کاری ندارن آروم نشستن و هی پامیشن! مشکل از یه جای دیگس که خب نفهمیدم. باگ بعدی پخش صحنه آهسته های خطاهاست که موقع خطا شما پای بازیکنا رو نمی بینید و حرصتون حسابی از بینی و یا جای دیگتون بیرون می زنه! مشکل دیگه گرافیک تور دروازه هاست که مثل اینکه با کش بافتنشون تازه چند بارم بازیکنا از توی تور رد شدن و من فکر کردم بازیکنم مرده! از ذکر جزئیاتی  مثل نمایش نیمکت ذخیره ها و درآغوش گرفتن بازیکن توسط مربی و برخورد بازیکنا به داور و همچنین وجود کمک داور با پرچمش و دقت در طراحی اندام بانوان حاضر در ورزشگاه! و غیره هم بگذریم خودتون برید بازی کنید و ببینید! ولی در کل از لحاظ گرافیکی من نسخه ی قبلی رو ترجیح میدم.

                               

              

           

حالا بریم سر گیم پلی بازی. کنترل توپ بوسیله ی بازیکنا خیلی روون تر شده و مثلا شما می تونید با مسی دوازده سیزده نفر رو جا بذارید! اما اگه بخواین پاس بدید یه ذره به مشکل می خورید درحالیکه توی سانتر تقریبا چنین مسئله ای نیست و بازیکن دریافت کننده سعی می کنه قبل از رسیدن توپ خودش رو برسونه .البته ممکنه برسه ولی توپ از بالای سرش رد شه بره توی اوت! یه نکته ای که توی این نسخه جلب توجه می کنه راحت گل خوردنه. یعنی شما از تیم های قدر باید گل بخورین و البته میشه راحتم گل زد(خیلی راحت)! دروازه بان ها هم مشکلی ندارن و کارشون عالیه.نکته ی جالب هم اینه که می تونید خودتون رو زرت بندازین زمین و داور هم بیاد به شما کارت زرد بده!به هر ترتیب از نظر گیم پلی بازی فوق العاده است و واقعا لذت خواهید برد.

                      

                            

و اما مسترلیگ و همون مشکل اعصاب به هم ریز همیشگی کونامی. یعنی خستگی بیش از حد بازیکنا که برای اینکه یک بازیکن رو همیشه داشته باشین باید در هر بازی فقط یه نیمه ازش بازی بگیرین درحالیکه تو واقعیت اینجوری نیست. به مستر لیگ محبوبیت نزد هوادارها هم اضافه شده ولی قسمتی رو که من دوستش داشتم یعنی رنکینگ همه ی باشگاه ها رو حذف کردن. مستر لیگ هم هیجان بالایی داره مخصوصا اگه سیو اتوماتیک رو فعال کنین!

                     

                

            

یه مشکل دیگه ی بازی حذف پوله. بازی به جای دادن پول میگه برای آزاد کردن بازیکنای قدیمی و تیم های کلاسیک باید مثلا نمی دونم جام ملت های اروپا رو یا جام جهانی رو ببرین. ویا یه بخش دیگه داره که بهتون مدال میده اگه برای مثال 10 تا بازی پشت سر هم ببرین یا یه گل از فاصله ی 36 متری بزنین. مشکل همیشگی هم که وجود داره اسامی بازیکنا و تیم ها و همچنین نداشتن تبلیغات رو اکثر پیرهناست. در گذشته می شد لوگو و تبلیغ درست کنی ولی این امکان از این نسخه برچیده شده. اما یه مسئله ی اساسی که حال منو شدیدا گرفت این بود که برای ذخیره ی replay ها اجازه ندارین بیشتر از تعداد محدودی ذخیره کنید شاید حدودا بیست تا. تو قسمتای قبل که لیمیتش به سمت بی نهایت میل می کرد!

          

                  

                                                         

خب دیگه چیزی به ذهنم نمی رسه و این هم بگم که این بازی در یک دی وی دی و 4 سی دی عرضه شده و پیشنهاد می کنم باری اینکه از درس و امتحانا بیفتین حتما تهیش کنین. فعلا تا نقد بعدی و پست بعدی خدانگهدارش!

                             

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :